خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت

خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت

تماشای سریال بازی تاج و تخت علاقه‌مندان بسیاری در جهان دارد. این سریال که در HBO تهیه شده در ایران هم طرفدار کم ندارد. تاکنون خلاصه فصل اول سریال Game of Thrones، خلاصه فصل دوم سریال گیم آف ترونز، خلاصه فصل سوم سریال گیم آو ترونز، خلاصه فصل چهارم سریال Game of Thrones و خلاصه فصل پنجم سریال بازی تاج و تخت را با هم مشاهده کردیم. حالا می‌خواهیم به خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت بپردازیم…

اگر هنوز وقت نکردید فصل ششم سریال بازی تاج و تخت را کامل تماشا کنید، بهتر است همین حالا از ادامه این مقاله صرف نظر کنید؛ زیرا خطر لوث شدن داستان وجود دارد. این خلاصه برای افرادی است که می‌خواهند خیلی سریع آنچه در فصل ششم گات گذشت را مرور کنند.

خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت

دانلود خلاصه فصل ششم سریال Game of Thrones

بیایید خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت را مرور کاملی کنیم. این فصل در حالی شروع می‌شود که جان اسنو شخصیت محبوب این سریال، مرده است. سر داووس که قبلا قدرت ماورایی ملیساندرا را دیده بود از او خواهش می‌کند که تلاش کند که جان اسنو را زنده کند. سرانجام در حالی که حتی خود ملیساندرا هم امیدی نداشت، او دو باره به زندگی برمی‌گردد.

رمزی بولتون که پدرش و برادر جدیدش را تهدیدی برای حکمرانی خود در آینده می‌دید دست به قتل خانواده خود زد تا به تنهایی حاکم وینترفل باشد. فرسنگ‌ها دورتر از او یورون گریجویی نیز دست به کودتا زد و برادر خود را به قتل رساند تا پادشاه جدید آهن زادگان باشد.

دنریس که درگیر چند تن از بزرگان دوتراکی افتاده بود در حالی که از او می‌خواستند به عنوان بیوه کال دروگو باید با یکی از آن‌ها ازدواج کند آن‌ها را به آتش کشید و بار دیگر زنده از آتش بیرون آمد و قبیله دوتراکی‌ها با دیدن این صحنه بار دیگر با او همراه شدند.

سانسا و تیون گریجوی که از دست رمزی فرار کرده بودند از هم جدا شدند، سانسا به دیوار رفت و جان اسنو را دید و وتیون به پیش خواهرش برگشت. سانسا که از وجود هیولایی به نام رمزی بولتون تعریف می‌کند کم‌کم به فکر حمله و بازپس‌گیری وینترفل می‌افتند. و او شروع به دعوت از خاندان‌های شمالی می‌کند تا او را در جنگ همراهی کنند ولی در این بین سانسا به جان اسنو اعتمادی ندارد و علیرغم مخالفت جان اسنو با لیتل فینگر به صورت مخفیانه صحبت می‌کند.

آریا که بینایی خود را به دست آورد از انجام ماموریت‌های مرد بی‌چهره صرف نظر می‌کند و وایف که او نیز یک بی‌چهره بود این کار آریا را خیانت می‌دانست و برای کشتن او اقدام می‌کند و در انتهای این درگیری آریا موفق می‌شود وایف را بکشد و پس از آن به مرد بی‌چهره می‌گوید که می‌خواهد براووس را ترک کند. پس از ترک آنجا مستقیم به سراغ والدر فری می‌رود و با قتل او انتقام مرگ مادر و برادرش را می‌گیرید.

از دست ندهید:  داستان بازی تاج و تخت (۲۵)؛ فرزندان جنگل

برن استارک که تحت تعلیم کلاغ سه چشم بود به همراه او به خاطرات پدرش سفر می‌کند و عمه‌اش را در حالی که قبل مرگش بچه‌ای را به پدرش داد، می‌بیند. او همچنین راز هودور گفتن هودور را می‌فهمد. هودور، در را برای برن نگه می‌دارد تا او از حمله وایت واکرها جان سالم بدر برد ولی او و کلاغ سه چشم کشته می‌شوند و از این به بعد برن استارک کلاغ سه چشم می‌شود. او همراه با میرا به سمت به سمت دیوار برمی‌گردد.

دنریس در حالی به مرین بر‌می‌گردد که پسران هارپی کنترل شهر را بدست گرفته‌اند و اوضاع از دست تیریون و سر وریس خارج شده است. او سرانجام با کمک اژدهاهایش بر آنها پیروز شده و آرامش را به میرین برمی‌گرداند؛ در همین بین تیون و خواهرش که عموی خود را به عنوان پادشاه نپذیرفتند نزد دنریس آمدند و به سپاه او پیوستند تا با کل ارتش دنریس راهی وستروس شوند.

جان اسنو سرانجام با لشکری شامل بعضی از خاندان شمالی و وحشی‌ها راهی نبرد با رمزی می‌شود. رمزی که کوچک‌ترین برادر جان را در اختیار داشت در ابتدای نبرد می‌کشد و این موجب بهم ریختگی جان می‌شود و سرانجام در حالی که لشکر رمزی کاملا جان و اطرافیانش را محاصره کرده بود شوالیه‌های ویل به دستور لیتل فینگر به کمک آنها می‌آیند و جان را رمزی را شکست می‌دهد و در انتها سانسا سگ‌های گرسنه را در قفس رمزی می‌اندازد تا انتقام سختی از او بگیرد. سرانجام، جان به عنوان پادشاه شمال انتخاب می‌شود.

سرسی که به خواسته‌ی تامن از بند گنجشک اعظم آزاد می‌شود منتظر برگزاری دادگاهش است، او تقاضای محاکمه با مبارزه را می‌کند تا از کوه استفاده کند اما این درخواست توسط پسرش لغو می‌شود اما سرسی به کمک دانشمندی که قبلا کوه را برای او قدرتمندتر کرده بود کمک می‌گیرد و در روز محاکمه خود در حالی که مارجری تایرل و بردارش و گنجشک اعظم و یارانش در معبد بزرگ شهر بودند آنجا را منفجر می‌کند و همه آنها را از بین می‌برد. تامن که از این کار مادر خود شوکه شده بود خودش از پنجره اتاقش به بیرون پرت می‌کند و خود را می‌کشد.

امیدواریم از خلاصه فصل ششم سریال بازی تاج و تخت لذت برده باشید. اگر هنوز ویدئوی خلاصه سریال بازی تاج و تخت را به صورت فصل به فصل تماشا نکرده‌اید، لینک‌های زیر را از دست ندهید:

دیگر قسمت‌های خلاصه سریال بازی تاج و تخت

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه