جمعیت جهان چقدر است؟

سؤال این است که جمعیت جهان چقدر است؟ در هر دقیقه چند کودک به دنیا می‌آیند؟ این کره خاکی گنجایش چه تعدادی از انسان‌ها را دارد؟ آیا سطح تحصیلات والدین در تعداد فرزندان هر خانواده تأثیر دارد؟ آیا کاهش نرخ جمعیت جهان مشکل‌ساز نیست؟ و…
برای رسیدن به پاسخ این سؤال‌ها، با روزچین همراه باشید و این مطلب را بخوانید.

در هر دقیقه ۲۵۰ کودک به دنیا می‌آیند. اما کره‌ زمین برای چند نفر جا دارد؟

داده‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که جمعیت زمین تا سال ۲۱۰۰ به ۱۱ میلیارد نفر می‌رسد و بیشترین افزایش در آفریقا و آسیا خواهد بود.

جمعیت جهان چقدر است؟

چون همه‌ اعداد تخمینی هستند، راجع به عدد دقیق جمعیت جهان مطمئن نیستیم. اما داده‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که در سال ۱۸۰۰ حدود ۱ میلیارد، در سال ۱۹۲۷ حدود ۲ میلیارد، در سال ۱۹۸۷ حدود ۵ میلیارد و امروز کمی بیش از ۵/۷ میلیارد نفر روی این کره‌ خاکی زندگی می‌کنند.

به‌طور متوسط، حدود ۲۵۰ کودک در هر دقیقه متولد می‌شود؛ یعنی سالانه بیش از ۱۳۰ میلیون نفر. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۱۰۰ جمعیت جهان به ۱۱ میلیون نفر برسد.

در طول ۲۰۰ سال، جمعیت جهان بیش از ۶۰۰ درصد افزایش یافته است.

از دهه‌ ۱۹۶۰ به بعد، هرساله کودکان بسیاری متولد شده‌اند که نسبت پسرها به دخترها بیشتر بوده است. تصور می‌شود که در آسیا و اروپای شرقی حدود ۱۱۷ میلیون زن (به دلیل ترجیح تبعیض‌آمیز پسر و انتخاب جنسیت غیربی‌طرف) کمتر از تعداد مردان است.

در طول ۳۰ سال گذشته، برخی از مناطق شاهد تولد بیشتر پسران تا ۲۵ درصد بوده‌اند که نشان از جایگاه همچنان ضعیف زنان و دختران دارد. عدم تعادل جنسیتی حاصل از این موضوع می‌تواند اثرات اجتماعی مخربی مانند افزایش خشونت جنسی و قاچاق را در پی داشته باشد.

جمعیت در چه جاهایی سریع‌تر و در چه جاهایی کندتر رشد می‌کند؟

به‌طورکلی، سریع‌ترین افزایش جمعیت در آفریقا و آسیا ثبت شده است که تا سال ۲۰۵۰ پانزده کشور پُرجمعیت از بین بیست کشور اول، متعلق به این دو قاره خواهند بود؛ تا آن‌موقع، جمعیت نیجریه از آمریکا بیشتر می‌شود. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۱۰۰، یک‌سوم جمعیت –تقریباً ۴ میلیارد نفر- آفریقایی باشند.

پُرجمعیت‌ترین کشورهای جهان در سال ۲۰۵۰

در طرف دیگر این خط‌کش، رشد جمعیت بعضی از بخش‌های اروپای غربی، ژاپن و روسیه متوقف شده یا حتی منفی شده است.

آیا این اعداد پایدار هستند؟

این سؤال، سؤال ظریفی‌ست. متخصصانی مانند پاول ارلیچ می‌گویند که جمعیت جهان خیلی وقت است که از مقدار بهینه‌‌اش گذشته است، اگرچه برخی از منتقدان بر این موضع هستند که میزان مصرف به اندازۀ جمعیت مهم نیست.

عده‌ای معتقدند که همین بحث درباره‌ جمعیت زیاد، محل مناقشه است. چون انگشت اتهام را به سمت بخش‌های فقیرتر جهان با نرخ رشد بالاتر می‌گیرد، نه بخش‌های ثروتمندتر که به شکلی بی‌تناسب مقادیر زیادی از منابع را مصرف می‌کنند.

چه چیزهایی بر باروری اثر می‌گذارند؟

نرخ باروری و تعداد بچه‌های متولدشده به‌ازای هر زنِ در سن فرزندآوری در هر جمعیت خاص است و معمولاً عواملی بر آن اثر می‌گذارند؛ عواملی مثل توانمندسازی زنان، تندرستی و وضعیت کودکان، تغییرات فناورانه و اقتصادی و امکان برنامه‌ریزی برای خانواده.

سطح تحصیلات در جامعه (به‌خصوص میان زنان) یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های تعداد فرزندان خانواده است.

در‌حال‌حاضر، نرخ باروری متوسط جهانی کمی کمتر از ۵/۲ کودک برای هر زن است. در طول ۵۰ سال گذشته، نرخ باروری جهانی نصف شده است. در دوره‌ پیشامدرن، نرخ باروری بین ۵/۴ تا ۷ کودک برای هر زن بود. درآن‌زمان، نرخ زیاد مرگ‌ومیر جوانان رشد جمعیت را کم می‌کرد که با بهبود بهداشت، نرخ رشد جمعیت سربه‌فلک کشید.

حالا تعداد بی‌سابقه‌ای از زنان از روش‌های جلوگیری از بارداری استفاده می‌کنند. آمارهای بخش امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۵، ۶۴ درصد از زنانی که ازدواج کرده‌اند یا با مردی زندگی می‌کنند، از روش‌های مدرن یا سنتی پیشگیری بهره می‌برند. این آمار نشانگر افزایش شدید ۳۶ درصدی استفاده از این روش‌ها در سال ۱۹۷۰ است؛ البته این آمار، در کشورهای مختلف و بخش‌های مختلف کشورها متفاوت است.

آفریقا کمترین درصد استفاده‌ زنان از روش‌های پیشگیری و بیشترین آمار برآورده‌نشدن نیاز در جهان را دارد. بااین‌وجود، برخی کشورهای آفریقایی بیشترین جهش را در طول چهل سال گذشته در استفاده از پیشگیری داشته‌اند و پیش‌بینی می‌شود که در پانزده سال آینده، بیشترین دستاوردها را نیز داشته باشند.

در جزیره‌ موری‌تیوس، رشد سریع جمعیت در اوایل دهه شصت میلادی دولت را واداشت که برنامه‌ای برای تنظیم خانواده اجرا کند و حالا این کشور یکی از بیشترین نرخ‌ها (۵/۷۵ درصد) در این قاره را دارد.

اگر نرخ تولد کاهش پیدا کرده است، چرا جمعیت همچنان به‌سرعت زیاد می‌شود؟

نرخ باروری فقط نصف داستان است. عمر مردم طولانی‌تر شده است. سالانه حدود ۵۵ میلیون نفر می‌میرند که کمتر از نصف تعداد متولدین است. تعداد کودکانی هم که پیش از رسیدن به پنج‌سالگی می‌میرند، به کمترین مقدار خود رسیده است؛ درحال‌حاضر نصف میزان مرگ‌ومیر در سال ۱۹۹۰ است.

احتمال زنده‌ماندن هر کودک همچنان تا حد زیادی به جایی که در آن به دنیا آمده‌اند بستگی دارد. آفریقای جنوب صحرا بالاترین نرخ مرگ‌ومیرِ زیر پنج سال را دارد: ۷۹ از هر ۱۰۰۰ تولد که یعنی از هر ۱۳ کودک، یکی پیش از رسیدن به پنج‌سالگی می‌میرد. این رقم در مقایسه با ۶ کودک از هر ۱۰۰۰ نفر در اروپا و آمریکای شمالی و ۴ برای هر ۱۰۰۰ نفر در استرالیا و نیوزلند معنای خود را بیشتر نشان می‌دهد.

در عین حال، امید به زندگی در ۳۰ کشور بیش از ۸۰ سال و در بیش از ۱۰۰ کشور از ۷۰ سال بیشتر است؛ ژاپن، سوئیس، اسپانیا، سنگاپور، ایتالیا، استرالیا، ایسلند، اسرائیل، سوئد و فرانسه در صدر این کشورها هستند.

پاداش جمعیت‌شناختی چیست؟

کشورهایی که موفق به کاهش نرخ باروری می‌شوند، می‌توانند از پاداش جمعیت‌شناختی بهره ببرند. چراکه تعداد آدم‌های شاغل بیشتر از کودکان نیازمند حمایت است.

وقتی جایی کاهش سریع نرخ باروری داشته باشد، جمعیت جوان‌تر دیگر به آن اندازه سریع رشد نمی‌کند و اقتصاد احتمالاً در دوره‌ای رونق می‌گیرد. چون تعداد کارگران به‌ازای هر کودک افزایش می‌یابد و این موضوع باعث ایجاد دوره‌ای از رشد اقتصادی سریع می‌شود. کشورهای «بَبری» آسیای شرقی مثل کره‌ جنوبی و تایوان در دهه ۷۰ میلادی این را تجربه کرده‌اند. حالا هم کشورهایی مثل چین و هند از این پاداش جمعیت‌شناختی بهره می‌برند.

نتیجه‌ کاهش نرخ مرگ‌ومیر کودکان، نوعی «تورم جوانی» یا جمعیت زیاد جوانان است. در آفریقا، از آنجایی که تعداد بسیاری از جوانان تحصیلکرده شغلی پیدا نکرده‌اند، بیکاری جوانان بسیار شدت گرفته است.

جمعیت جوان امکان زیادی برای توسعه‌ کشور فراهم می‌کند، اما به شرط اینکه استعدادهایشان با سرمایه‌گذاری مناسب به منصه‌‌ظهور برسد. اگر پشتیبانی کافی از جوانان برای کسب مهارت‌های لازم به‌منظور ورود به بازار کار صورت نگیرد، آن اقتصاد ضربه می‌خورد.

آیا اینکه جمعیت کشورهای غربی در حال کاهش است، مشکل‌ساز نیست؟

جابه‌جایی جمعیت‌شناختی دیگری در جهان، پیرشدن جمعیت در کشورهای توسعه‌یافته مثل ژاپن و آلمان و کشورهای در حال توسعه‌ و پیشرفته است. در کشورهایی مثل بنگلادش، کامبوج، مغولستان و ویتنام، تا سال ۲۰۵۰ جمعیت بالای ۶۰ سال سه‌برابر می‌شود.

امسال تعداد کسانی که در سراسر جهان بالای ۶۰ سال دارند، برای اولین بار به بیش از ۱ میلیارد نفر می‌رسد. این تعداد تا سال ۲۰۵۰، به ۲ میلیارد نفر خواهد رسید. این مسئله این سؤال را پیش می‌کشد: چه کسی خرج آن‌ها را می‌دهد؟

کاهش نرخ تولد به‌معنای ورود کمتر کارگران جوان و نیروی انسانی به بازار کار در زمانی‌ست که هزینه‌های درمانی و اجتماعی مرتبط، با افزایش سن احتمالاً افزایش می‌یابد. اما پیرشدن جمعیت می‌تواند نشانه‌ خوبی هم باشد. این یعنی که توسعه اتفاق افتاده است.

اگر کشورها در پی تغییر باشند، می‌توانند دستاوردهای آن را ببینند. مثلاً در ژاپن، معرفی پوشش سلامت همگانی به‌معنای درمان بیشتر برای فشار خون بالا و درنتیجه سکته‌ کمتر و بهبود بهره‌وری کارگر بود.

اگر کشورها در پی طراحی مجدد سامانه‌های مستمری و ارائه‌ فرصت کار منعطف در دوره‌ بازنشستگی باشند و داوطلبان پیرتر را منبعی بالقوه بدانند، پس یعنی تعداد بسیار بیشتری از اعضای بالغ جامعه می‌توانند نه‌تنها امید به زندگی بیشتری داشته باشند، بلکه مدت طولانی‌تری هم سالم بمانند.

بازنشستگی دیرتر لزوماً به‌معنی شغل کمتر برای جوانان نیست. کارکردن بیشتر میانسالان می‌تواند تولید ناخالص داخلی را افزایش دهد و در نتیجه تقاضای بیشتری برای کارگران جوان ایجاد کند.

منبع

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه