گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۱)

در پرونده‌های مرتبط با جام جهانی روسیه، و پس از چند نوشته‌ای که به ضربۀ سر زیدان به ماتراتزی پرداختیم، در این متن به گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار می‌پردازیم.

گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار

چند روزی تا آغاز جام بیست‌ویکم باقی مانده است. رویدادی بزرگ که حضور در آن برای برخی کشورها تبدیل به عادت شده، برای برخی دیگر همچنان افتخاری بزرگ و برای بسیاری دیگر هنوز رویایی دست‌نیافتنی است. در گذر زمان با افزایش تعداد تیم‌های شرکت‌کننده در دور نهایی این رقابت‌ها، معروفیت و محبوبیت این جام روز‌به‌روز بیشتر شده است. چندین نسل از مردمان کشورهای مختلف خاطرات تلخ و شیرینی از دوره‌های مختلف این رویداد ورزشی دارند. احتمالاً همه دربارۀ اینکه برزیل ۱۹۷۰ یا فرانسه‌ ۱۹۹۸ چه تیم‌های فوق‌العاده‌ای بودند، یا بازی‌های غافلگیرکننده و به‌یادماندنی «شیرهای رام‌نشدنی» کامرون در جام ۹۰ یا «دست خدای» مارادونای ۸۶ چیزهای زیادی گفته یا شنیده‌اند. اما آیا جام‌جهانی تنها محمل چنین خاطرات روشنی بوده است؟ بیایید نگاهی به روزهای تیره‌ و روشن این جام بیاندازیم.

گل‌به‌خودی مرگبار اندرس اسکوبار

اندرس اسکوبار کاپیتان تیم ملی کلمبیا در بازی با آمریکای میزبان به اشتباه دروازۀ خودی را باز کرد. او چند روز بعد در اثر اصابت شش گلوله در کشور کلمبیا کشته شد.

اسکوبار پس از حذف تیم کلمبیا از جام‌جهانی ۱۹۹۴ آمریکا در مقاله‌ای روزنامۀ ال تیئمپو می‌گوید:

زندگی به آخر نرسیده است. باید ادامه داد. هرچقدر هم که سخت باشد، ما دوباره برمی‌خیزیم. تنها دو راه پیش روی ماست: یا بگذاریم خشم ما را اسیر خود کند و خشونت ادامه یابد، یا بر آن غلبه کنیم و به یکدیگر کمک کنیم. انتخاب هر کدام از این راه‌ها به خودمان بستگی دارد. احساس دیگران را درک می‌کنم و به آن‌ها احترام می‌گذارم. این عجیب‌ترین تجربۀ زندگی‌ام بوده است. دوباره همدیگر را خواهیم دید چون زندگی اینجا پایان نمی‌پذیرد.

پله قبل از آغاز جام گفت: «کلمبیا می‌تواند حداقل تا نیمه‌نهایی این جام پیش برود». پله بی‌دلیل این حرف را نمی‌زد و این‌گونه نبود که صرفاً تیری در تاریکی رها کند. هرچند، کمی بعد سروکلۀ آن تیر پیدا شد. آن‌هم نه یکی که شش تا و همگی بر پیکر اسکوبار نشستند. خبر تیراندازی مثل بمب صدا کرد. به نظر می‌رسد اسکوبار به‌خاطر اشتباهی غیرعمد در خون خود غلتیده است.

لقب او ال «کابایرو دل فوتبال» – جنتلمن فوتبال – بود. مرد ساکت، منظم و محبوب نسل طلایی فوتبالیست‌های کلمبیا که در راه رسیدن به جام‌جهانی تنها دو گل دریافت کرده بودند. کلمبیا در مسابقۀ فینال دور مقدماتی آرژانتین بزرگ را خانه‌اش با پنج گل در هم کوبیده بود و با سری بالا به‌عنوان تیم اول راهی این مسابقات شد.

کلمبیا در ۲۶ مسابقه‌ای که برای حضور در جام‌جهانی برگزار کرد تنها یک بار بازنده بود. فرانسیسکو ماتورانا، مربی آن زمان کلمبیا، می‌گوید: «بازیکنانم خودشان بودند و زیبایی و استعداد خدادادی‌شان را در زمین فوتبال به رخ می‌کشاندند». بازیکنان اسطوره‌ای همچون کارلوس والدراما، فردی رینکون، الکسیس گارسیا و فاستینیو آسپریلا که تا آن زمان در خارج از آمریکای جنوبی ناشناخته بودند.

آن یکی اسکوبار

جامعۀ آن زمان کلمبیا از ویرانی و بدبختی عظیمی رنج می‌برد. شهر مدلین پس از مرگ پابلو اسکوبار در شرایط ویژه‌ای قرار داشت. پابلو اسکوبار که از قضا هیچ نسبتی با اندرس نداشت، سردستۀ میلیاردر کارتل موادمخدر در مدلین بود. پابلو با آنکه به‌عنوان رهبر گروه‌های جنایتکار مشهور بود، همزمان محبوب مردم فقیر شهر هم بود. چون پابلو هر چه که بود، آدمی بود که برای فقرا خانه و کاشانه می‌ساخت و کسب‌وکار به را ه می‌انداخت. او همچنین زمین‌های فوتبال زیادی تأسیس کرد. برخی از فوتبالیست‌هایی که به جام جهانی ۹۴ راه یافته بودند، در همین زمین‌ها الفبای فوتبال را آموخته بودند.

از دست ندهید:  گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۳)

پابلو اسکوبار

پابلو یک تیم فوتبال هم داشت؛ اتلتیکو ناسیونال مدلین. نکتۀ جالب تیم‌داری پابلو آن بود که بلیط‌های مسابقات فوتبال تیم را فقط به‌صورت نقدی می‌فروخت و موقع نقل‌وانتقالات بازیکنان فوتبال میلیون‌ها دلار پول‌شوئی می‌کرد. کارتل‌های دیگر کلمبیا هم در دهۀ ۱۹۸۰ قدم در این راه گذاشتند و سرمایه‌گذاری‌شان در فوتبال باعث اوج‌گیری فوتبال کلمبیا شد. دستمزدهای زیاد باشگاه‌ها فوتبالیست‌های کلمبیایی را ترغیب می‌کرد قید خارج رفتن را بزنند و در همان تیم‌های داخلی بازی کنند. همین روند باعث شد اتلتیکو ناسیونال پابلو در سال ۱۹۸۹ قهرمان جام کوپا لیبرتادورس (جام باشگاه‌های آمریکای جنوبی) شود. اندرس عضو چنین تیمی بود.

پابلو که مسئول قتل چند قاضی و سیاستمدار، بیش از ۵۰۰ پلیس، یک داور فوتبال و چندین هزار نفر از اعضای کارتل‌های رقیب بود، از ترس بازداشت‌شدن و استرداد به ایالات متحده، در اوایل دهۀ ۱۹۹۰ میلادی خود را به دولت کلمبیا تسلیم کرد. البته او زرنگ‌تر از آن بود که خود را به همین سادگی تسلیم کند. پابلو شرط کرده بود که دوران زندانش را باید در زندان کاتدرال، زندان شخصی‌اش در حومۀ مدلین، سپری کند و دولت با او توافق کرده بود اگر قاچاق مواد مخدر را کنار بگذارد، مجازاتش را کاهش دهد. این زندان کمی بعد به محفل بازیکنان تیم ملی کلمبیا تبدیل شد؛ بازیکنانی که به‌صورت مخفیانه به زندان شخصی پابلو می‌رفتند و در زمین فوتبال زندان فوتبال بازی می‌کردند!

رنه هیگوییتا دروازه‌بان معروف و محبوب تیم‌ ملی کلمبیا در اواخر سال ۱۹۹۳ حین رفتن به زندان کاتدرال برای دیدن اسکوبار با چند روزنامه‌نگار صحبت کرد و همین امر باعث لو‌رفتن قضیه شد. اتفاقی که به حذف هیگوییتا از فهرست تیم ملی برای جام‌جهانی ۱۹۹۴ ختم شد. البته پس از آن هیگوییتا به جرم نقش‌داشتن در مذاکرات مربوط به یک آدم‌ربایی بازداشت و زندانی شد. البته خیلی‌ها معتقد بودند دلیل اصلی زندانی‌شدن او شرمساری دولت کلمبیا از این موضوع بود که چنین شخصیت معروفی به‌راحتی و در انظار عمومی با مخوف‌ترین شخصیت آمریکای جنوبی رفت و آمد می‌کرده است.

آندرس هم به دیدن پابلو می‌رفت ولی به دلیل شخصیت خاصی که داشت، خیلی دوست نداشت در کنار چنین شخصیت مخوفی دیده شود، هرچند همین رفت‌و‌آمدهای اندک هم خیلی مخفیانه و دور از انظار بود. اندرس بارها به خواهرش گفته بود «دوست ندارم به دیدن پابلو بروم، ولی چاره‌ای ندارم». از ابتدا هم معلوم بود پابلو اسکوبار میانۀ خوبی با قانون‌مداری ندارد و پس از آنکه شنید مقامات دولت کلمبیا در پی انتقال او به زندان دیگری با شرایط مراقبتی سخت‌گیرانه‌تر هستند، از زندان خصوصی‌اش فرار کرد. در نهایت پابلو اسکوبار در دوم دسامبر ۱۹۹۳ و یک روز پس از تولد ۴۴ سالگی‌اش به دست مامورین پلیس کشته شد.

ادامه دارد…

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه