گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۳)

در سلسله‌مطالب دنباله‌دارمان درمورد جام‌ جهانی ۲۰۱۸ روسیه و لحاظت فراموش‌نشدنی این جام، ابتدا درمورد زیدان و ضربه سر او به ماتراتزی به‌طور مفصل پرداختیم. در این متن و در ادامۀ سه بخش پیشین، به‌سراغ آندرس اسکوبار و گل‌به‌خودی مرگبار او می‌رویم.

ترس تیم را فلج کرده بود

فاستینو آسپریلا، مهاجم ملی‌پوش سابق تیم ملی کلمبیا و تیم نیوکاسل می‌گوید: «قبل از بازی فضای عجیبی بر رختکن حاکم بود. ترس در وجود همه رخنه کرده بود و کسی حرف نمی‌زد.» ماتورانا می‌گوید: «تیم با چنین روحیه‌ای پا به میدان گذاشت. شاید به خاطر ترسمان بود که این‌گونه سرتاپا حمله شده بودیم، ولی توپ داخل دروازه نمی‌شد.» آدولفو والنسیا که در آن روز در ترکیب اصلی قرار داشت اضافه می‌کند: «هرچه حمله می‌کردیم گلی نمی‌زدیم.» آلوارز، هم‌تیمی آدولفو هم می‌گوید: «اما یک لحظه همه‌ این اتفاقات یادت می‌آید و افکار مسموم ذهنت را پریشان می‌کند.»

دقیقه‌ بیست‌ودوم بازی، فاجعه رخ داد

جان هارکلز، هافبک تیم ملی آمریکا از سمت چپ زمین توپی را با ارتفاع کم به محوطۀ جریمه ارسال می کند. اسکوبار برای قطع توپ تکل می‌زند، ولی توپ به اشتباه راهی دروازۀ خودی می‌شود و کاری از دست دروازه‌بان هم بر نمی‌آید. چند لحظه بعد اسکوبار زیر تیغ آفتاب داغ کالیفرنیا روی زمین چمن دراز کشیده و سرش را میان دستانش گرفته است. مرد صورت سنگی کلمبیا اولین بار است که طی دوران حرفه‌ای‌اش دروازۀ خودی را باز می‌کند. آندرس بلند می‌شود به‌آرامی به‌سمت میانۀ میدان راه می‌افتد. خواهرزاده‌اش که در شهر مدلین از تلویزیون شاهد اتفاقات بازی است می‌داند آندرس باید هزینۀ زیادی برای این اشتباه بپردازد. خواهر اسکوبار می‌گوید در آن لحظه پسر ۹ ساله‌ام رو به من گفت: «مامان، اونا دایی رو می‌کشن.» و من جواب دادم: نه پسرم، مردم کسی رو به خاطر یه اشتباه نمی‌کشن. تو کلمبیا همه آندرس رو دوست دارن».

هم‌تیمی‌های آندرس او را بسیار دوست داشتند و تقصیری متوجه او نمی‌دیدند. الکسیس گارسیا هافبک تیم ملی کلمبیا می‌گوید: «آندرس باید آن توپ را یک کاری می‌کرد. ولی متأسفانه توپ به درون دروازه رفت. از چهرۀ آندرس معلوم بود که غم بزرگی بر دل دارد. انگار از آینده خبر داشت. در ادامۀ بازی شرایط برای کلمبیا بدتر شد. آمریکا در دقیقۀ ۵۲ گل دوم را به ثمر رساند و بازی تا آخرین دقیقه‌ با همین نتیجه پیش می‌رفت. در این دقیقه والنسیا دومین گلش در این رقابت‌ها را به ثمر رساند و بازی ۲ بر ۱ شد. کلمبیا در آخرین بازی گروهی سوئیس را ۲ بر صفر شکست داد، ولی باخت آمریکا به رومانی حکم حذف کلمبیا را امضا کرد.

آندرس بعد از جام‌جهانی در مصاحبه‌ای گفت: «تجربۀ دردناکی بود، نه فقط به خاطر اشتباهی که کردم، بلکه به‌خاطر اینکه تیم‌مان انتظارات را برآورده نکرد».

اسکوبار از حذف تیم و نقشش در این اتفاق بسیار ناراحت بود. او هیچ‌گاه صحنۀ گل به خودی‌اش را از تلویزیون تماشا نکرد. به‌محض بازگشتش به مدلین دوستان و خانواده‌اش دور و برش را گرفتند و سعی کردند روحیه‌اش را تقویت کنند. در همین روزها بود که دوستش سزار وازکز او را ترغیب کرد مطلبی با عنوان «دنیا اینجا به پایان نمی‌پذیرد» در روزنامۀ ال پیئمپو بنویسد. نامزد آندرس می‌گوید: هشدارهایی به او داده شده بود، ولی او جوان و سرزنده بود. ترسی به دلش راه نمی‌داد و می‌خواست زندگی کند. اگر می‌دانستم، هرگز اجازه نمی‌دادم آن شب از خانه بیرون برود».

آندرس اسکوبار قربانی فوتبال بود یا جامعه؟

آن شب. آخرین شب عمرش. اسکوبار برای اولین بار پس از بازگشت از جام‌جهانی تصمیم گرفت با دوستانش بیرون برود. هررا به آندرس می‌گوید بهتر است از خانه خارج نشود و بگذارد آب‌ها از آسیاب بیافتد. مربی تیم کلمبیا هم به بازیکنانش توصیه کرده بود فعلاً جایی آفتابی نشوند. ماتورانا می‌گوید: «به بازیکنان گفتم خیابان‌های شهر جای خطرناکی است. اینجا مشکلات را نه با مشت، که با گلوله حل می‌کنند. آندرس امشب را خانه بمان. ولی او گفت مردم باید مرا ببینند».

از دست ندهید:  آشنایی با نمادهای جام جهانی فوتبال

اسکوبار در کافه‌ای در مدلین با دوستانش گرم صحبت بود که چند نفر از مشتریان کافه شروع به بی‌احترامی به او کردند. اسکوبار به ناچار کافه را ترک کرد، ولی چهار نفر دنبال او راه افتادند و همچنان آزارش می‌دادند. اسکوبار مغموم از اتفاقات رخ‌داده، سوار بر ماشین‌اش در حال خروج از پارکینگ بود که اوضاع از کنترل خارج شد. از پارکینگ صدای تیراندازی بلند شد. شش گلوله پوست و گوشت اسکوبار را دریده و از پشتش بیرون زده بودند. وقتی آمبولانس‌ها رسیدند دیگر دیر شده بود. نیم ساعت بعد خبر دادند آندرس اسکوبار مرده است.

تصور می‌شود عامل تیر‌اندازی افرادی بودند که شرط‌ سنگینی روی برد کلمبیا بسته بودند و گل‌به‌خودی آندرس آن‌ها را حسابی متضرر کرده بود. چند نفر از افرادی که در صحنۀ قتل حضور داشتند، شمارۀ پلاک ماشین قاتلان را ثبت کرده بودند. این خودرو متعلق به برادران گالون، پدرو و خوان، بود. این دو برادر که از قاچاقچیان پابلو اسکوبار بودند، پیشتر از کارتل اسکوبار خارج شده و به گروه پپس (Pepes) پیوسته بودند. به گفتۀ جایرو وازکز، یکی از افراد پابلو اسکوبار که اکنون به جرم بیش از ۳۰۰ قتل در زندان است، برادران گالون بلافاصله پس از ارتکاب به قتل به‌سراغ دادستان مدلین می‌روند و با پرداخت ۳ میلیون دلار رشوه سعی می‌کنند تحقیقات را به‌سمت یکی از بادیگاردهای‌شان که در آن صحنه حضور داشته است منحرف کنند. اینکه آیا او ماشه را فشرده یا نه هیچ‌وقت معلوم نشد، ولی اومبرتو کاسترو مونیز، همان بادیگارد برادران گالون، به قتل آندرس اعتراف کرد و به ۴۳ سال زندان محکوم شد، ولی تنها پس از ۱۱ سال به دلیل خوشرفتاری از زندان آزاد شد. برادران گالون هم از همۀ اتهامات مبرا شدند.

با وجود همۀ این اتفاقات جایرو وازکز معتقد است قتل آندرس هیچ ربطی به شرط‌بندی نداشته است. او می‌گوید: «آن شب آندرس در برابر برادران گالون ایستاد و جواب حرف آن‌ها را داد. برادران گالون که پس از کمک به کشته‌شدن پابلو اسکوبار برای خود برو و بیایی داشتند، طاقت مخالفت آندرس را نداشتند و به دلیل غرور بی‌جایشان آندرس را به گلوله بستند» و ادامه می‌دهد: «اصلاً پای شرط‌بندی در میان نبود. قضیه فقط دعوا بود. همین.»

بیش از صد هزار نفر در مراسم خاکسپاری آندرس در مدلین شرکت کردند. رئیس‌جمهور وقت کلمبیا در این مراسم گفت: «فوتبال قربانی خشونت بی‌حدوحصری شد که کشور را در خود غرق کرده است.» وقتی آندرس به‌سمت آرامگاه ابدی‌اش برده می‌شد مردم در خیابان‌های مدلین فریاد «عدالت، عدالت!» سر می‌دادند.

بیست و چند سال بعد، از آندرس به‌عنوان بازیکنی یاد می‌شود که به‌خاطر یک گل‌به‌خودی جانش را از دست داد. ولی ماتورانا می‌گوید: «مردم کلمبیا می‌دانند که فوتبال آندرس را کشت. او بازیکنی بود که قربانی جامعه شد».

روزی که اسکوبار مقالۀ معروف «زندگی اینجا پایان نمی‌پذیرد» را می‌نوشت، نمی‌دانست زندگی قرار است چند روز بعد پایان پذیرد. پایانی خشن و بی‌رحم در پارکینگ کافه‌ای در مدلین.

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه