لحظات فراموش‌نشدنی جام‌های‌جهانی؛ گل فوق‌العاده دنیس برکمپ (۴)

در صفحۀ مخصوصی که برای جام جهانی ۲۰۱۸ داریم، پرونده‌ای برای لحظات فراموش‌نشدنی جام جهانی تدارک دیده‌ایم. پیش‌از‌این درمورد ضربه سر زیدان (۱ و ۲ و ۳ , ۴) و گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۱ و ۲ و ۳) نوشتیم. در این متن به بخش چهارم (۱ و ۲ و ۳) گل فوق‌العاده ‌دنیس برکمپ می‌پردازیم. با روزچین همراه باشید.

گل فوق‌العاده دنیس برکمپ

خلق فضا و استفاده از آن در این بازی حرف اول و آخر را می‌زد، ولی دو تیم برای خلق چنین فضاهایی عمدتاً به پاس‌های در عمق و پشت سر مدافعان حریف نگاه داشتند. در آن لحظۀ فراموش‌نشدنی هم یکی از آن پاس‌های بلند فضای پشت مدافعان آرژانتین را هدف گرفته بود. روبرتو آیالا، مدافع آخر آرژانتین، برای محدودکردن فضای برکمپ بی‌محابا به سمت برکمپ می‌دود و چه اشتباه بزرگی!

واژگان قادر به بیان زیبایی آن دریبل نیستند. برکمپ پس از آن کنترل زیبا، با کف پا بر سر توپ ضربه‌ای نرم زد و آیالا با همان سرعتی که به برکمپ نزدیک می‌شد، از او دور شد.

برکمپ می‌گوید: «پس از دومین لمس توپ حس کردم قرار نیست آرژانتین از این ماجرا قِسِر در برود، قطعاً توپ را به تور می‌چسبانم».

البته جور دیگری هم می‌شود داستان را دید؛ در چنین موقعیتی با هر بار لمس توپ فشار روی بازیکن صاحب توپ بیشتر می‌شود. بارها در مسابقات فوتبال دیده‌ایم که بازیکنان کارهای خارق‌العاده‌ای با توپ می‌کنند، ولی هرچقدر که به دروازه حریف نزدیک‌تر می‌شوند فشار هم دوچندان می‌شود. اگر برکمپ پس از آن کنترل زیبا و آن دریبل فریبنده مغلوب این فشار می‌شد و مثلاً توپ را بیرون می‌زد چه؟

ولی او در حین همان کنترل و دریبل می‌دانست که شانس زدن یکی از زیباترین گل‌های تاریخ جام‌های جهانی را دارد. برکمپ مغلوب آن فشار نشد، او آنجا بود، درست در «مکان» و در «لحظه‌ای» که باید.

 لمس سوم رخ نمود

ضربه‌ای دقیق و لطیف با بیرون پای راست که توپ را از بالای سر کارلوس روآ به سه‌کنج دروازه و برکمپ را بر قله دوران بازیگری‌اش رساند. پایانی معرکه برای حرکتی به یادماندنی.

بری دیویس، گزارشگر بی‌بی‌سی در آن روز، سال‌ها بود برای هیچ گلی چنین فریادی سر نداده بود. «تابناک» واژه‌ای بود که او برای توصیف این گل به کار برد. او به‌قدری فریاد می‌زد که خودش حین گزارش گفت «فکر کنم صدابردار برنامه باید صدای من را کم کند!»

ولی شاید فریاد‌های جک ون گلدر، گزارشگر هلندی بازی -که دیوانه‌وار تنها فریاد می‌زد «دنیس برکمپ، دنیس برکمپ، دنیس برکمپ، دنیس برکمپ … .- بهتر بتواند حس طرفدارن فوتبال در آن لحظه را توصیف کند. ون‌گلدر احتمالاً تنها کسی نبوده که در آن لحظه اشک از چشمانش سرازیر شده است. حتی خود برکمپ هم از‌خود‌بی‌خود شده بود. او پس از گل دستانش را روی صورتش گرفته بود و شوکه به این طرف و آن طرف می‌دوید. شادی شبیه شادی رینوس میشل پس از آن گل بی‌نظیر مارکو فان‌باستن به تیم شوروی در فینال یورو ۱۹۸۸. تصور هلندی‌ها از فوتبال همیشه متفاوت از کشورهای دیگر بوده است، ولی آن‌ها گاهی کارهایی در زمین فوتبال می‌کنند که حتی خودشان هم غافلگیر می‌شوند.

برکمپ پس از دویدن به‌سمت خط طولی، در‌حالی‌که هنوز دست‌هایش روی صورتش بود، بی‌‌محابا خود را روی زمین دراز کرد و دوربین‌های تلویزیونی در پس‌زمینه این تصویر دریای نارنجی مواجی از پیراهن‌های طرفداران هلند بر فراز برکمپ ثبت کردند. لاله‌های نارنجی روی سکوهای ورزشگاه می‌رقصیدند و لاله‌های زیباتری در زمین تاریخ‌سازی می‌کردند.

برکمپ می‌گوید «هیچ‌وقت آن گل را از تلویزیون تماشا نکرده‌ام. آن گل و تمام لحظاتش مثل روز در ذهنم روشن است».

دنیس برکمپ هیچ‌گاه جزء ۱۰ یا ۲۰ بازیکن برتر تاریخ نبوده است. در نظرسنجی پارسال مجله ورلد ساکر از ۷۳ روزنامه‌نگار ورزشی برای انتخاب ۱۱ بازیکن بزرگ تاریخ، دنیس برکمپ حتی یک رای هم نیاورد. او هیچ‌وقت برنده توپ طلا نشد (البته در سال ۱۹۹۳ نامزد کسب این عنوان بود که در نهایت مغلوب روبرتو باجوی بزرگ شد). ولی او به یک دلیل برای همیشه در  خاطر طرفداران فوتبال باقی خواهد ماند؛ او صرفاً یک فوتبالیست نبود، او در واقع فوتبالیست-هنرمند کاملی بود.

در  بین همۀ کارهای فوق‌العاده‌ای که فوتبالیست‌های برتر انجام می‌دهند، پاس‌دادن و کنترل توپ جایگاه ویژه‌ای دارد و برکمپ در این دو تکنیک زبانزد بود. بهترین لحظات فوتبالی او، کامل‌ترین و زیباترین‌شان بوده است. برکمپ هوش و تکنیکی داشت که بسیاری از ما حتی تصورش را هم نمی‌توانیم بکنیم. او استاد لحظه‌ها بود. برای چنین کاری حتماً به توانایی ذهنی و هوش زیادی نیاز است.

یوهان کرایوف می‌گوید «شما فوتبال را مغزتان بازی می‌کنید و پاهایتان فقط به شما کمک می‌کنند و پاهای برکمپ واقعاً فقط به او کمک می‌کردند».

برگکمپ می‌گوید «هر کسی آرزویی دارد. مسلماً من هم دوست دارم در جام‌ جهانی گل بزنم. گل باعث پیروزی تیمم در فینال را بزنم، ولی به سبک خودم! سبک گل‌زنی‌ام در چنان بازی‌های بزرگی برایم بسیار مهم است، چون معنای خاصی برای من دارد. من فوتبال را دوست دارم، فوتبال زیبا را هم دوست دارم، ولی این کافی نیست، همه این‌ها باید معنایی داشته باشند. بازی برابر آرژانتین یکی از آن بازی‌هایی بود که واقعاً برایم معنا داشت. باید مثل یک قاتل کار می‌کردم، ولی نه فقط یک قاتل. باید قاتلی هنرمند می‌بودم».

اینجاست که دو سبک فوتبال –یعنی فوتبال به‌مثابه هنر و فوتبال به‌مثابه تجارت- گرد هم می‌آیند و لحظه‌ای منحصر‌به‌فرد ایجاد می‌کنند: گل فوق‌العاده ‌دنیس برکمپ به آرژانتین.

منبع

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه