لحظات فراموش‌نشدنی جام‌های جهانی؛ فرانسه می‌برد، رونالدو فرو می‌ریزد

در صفحۀ مخصوصی که برای جام جهانی ۲۰۱۸ داریم، پرونده‌ای برای لحظات فراموش‌نشدنی جام جهانی تدارک دیده‌ایم. پیش‌از‌این درمورد ضربۀ سر زیدان (۱ و ۲ و ۳ , ۴) و گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۱ و ۲ و ۳) نوشتیم. از گل فوق‌العاده دنیس برکمپ گفتیم (۱ و ۲ و ۳ و ۴) و از تحقیر برزیل به دست آلمان.  متن قبلی درمورد گازهای سوارز بود و این متن به رونالدو می‌پردازیم. با روزچین همراه باشید.

چه بلایی سر رونالدو آمده است؟

جام‌جهانی ۱۹۹۸؛ درحالی‌که فرانسوی‌ها پیروزی بزرگی را در خانه جشن می‌گرفتند، بقیه دنیا فقط به یک چیز فکر می‌کردند: چه بلایی سر رونالدو آمده است؟


وقتی سرود ملی برزیل در ورزشگاه استادو فرانس پاریس طنین‌انداز می‌شد، دوربین‌های تلویزیونی روی چهره یک مرد زوم کرده بودند. البته جای تعجب هم نداشت، زیرا او بهترین بازیکن فوتبال جهان بود: اُ فنومنو! ستاره تیم ملی برزیل که امیدوار بود به اولین بازیکنی تبدیل شود که دو قهرمانی پیاپی در جام‌جهانی به دست می‌آورد. در آن جام‌جهانی همه نگاه‌ها به رونالدو بود. او ترکیبی فراطبیعی از قدرت، سرعت و مهارت بود و هر کودکی آرزو داشت روزی شبیه او شود. او در سن ۲۱ سالگی بار امیدها و رویاهای یک ملت را بر دوشش حس می‌کرد.
پیش از بازی تصور می‌شد تیم طلایی‌پوش خسته‌تر از آن است که توان تحمل چنین فشاری را داشته باشد، ولی آن روز –حتی با استانداردهای فینال‌های جام‌جهانی- روزی معمولی نبود. تا سال‌ها بعد اتفاقات آن روز پاریس هنوز مبهم و رازآلود باقی مانده است؛ شرایط ابهام‌آمیزی که سبب شد ابتدا نام رونالدو از فهرست ۱۱ نفره برزیل خارج شود و پس از آن، به عقیدۀ برخی، یکی از بزرگترین رسوایی‌های تاریخ ورزش اتفاق افتاد. این داستانی ناراحت‌کننده و در‌عین‌حال جذاب از ادعاها، تئوری‌های توطئه و شایعات سیاسی و اتهامات است.
تا امروز تنها تعداد معدودی از افراد از اتفاقات ساعات و دقایق منتهی به آن بازی باخبرند. چرا ماریو زاگالو، مربی برزیل، نام رونالدو را دوباره جز ۱۱ نفر اصلی گذاشت؟ بعدها مشخص شد رونالدو در روز مسابقه در اتاقش در هتل دچار حمله عصبی شده بود و هم‌اتاقی‌اش با انتقال او به بیمارستان جانش را نجات داده بود و بازی کردن یا نکردن او به تصمیم سرمربی بستگی داشت. البته شایعات زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه پای اتفاقات دیگری هم در میان بوده است.
دلیلی که رسماً برای خروج نام رونالدو از فهرست بازی فینال مطرح شد، مصدومیت زانوی او در بازی برابر هلند بود.
آنچه می‌دانیم این است که برزیل در ۱۲جولای۱۹۹۸ در مسابقۀ نهایی در پاریس برابر فرانسه میزبان قرار گرفت و بسیاری از مردم صرفاً به دلیل حضور رونالدو در تیم برزیل طرفدار آن تیم بودند. ساعت ۷:۴۸ بعداز‌ظهر و ۷۲ دقیقه پیش از آغاز بازی فهرست ۱۱ بازیکن اصلی برزیل برای بازی اعلام شد. وقتی فهرست بازیکنان به دست خبرنگاران و گزارشگران رسید در ابتدا به نظر می‌رسید همه چیز سر جای خودش باشد: «بله، تافارل، کافو، جونیور بایانو، آلدایر، روبرتو کارلوس، لئوناردو، دونگا (کاپیتان)، سزار سامپائو، ریوالدو، ببتو، ادموندو. ادموندو؟ ادموندو؟! یه لحظه صبر کنید، پس رونالدو کو؟ آقای زاگالو مطمئنید اشتباهی نشده؟»
اشتباهی نشده بود. گفته می‌شود زاگالو ساعت ۵ بعد‌از‌ظهر همان روز تصمیمش را گرفته بود و به ادموندو گفته بود در بازی امروز از ابتدا بازی می‌کند و رونالدو، بهترین گلزن برزیل با ۴ گل، روی نیمکت می‌نشیند. سرمربی این خبر را به اطلاع بقیه بازیکنان هم می‌رساند و برای حفظ روحیۀ بازیکنان به آن‌ها می‌گوید: «من عضو همان تیمی بودم که در سال ۱۹۶۲ بدون حضور پله موفق شدیم بازی فینال را ببریم و قهرمان شویم.»
سرمربی تلاشش را کرده بود، ولی بازیکنانش چند ساعت پیش دیده بودند که هم‌تیمی‌شان روی تخت اتاقش تشنج کرده است.


فهرست بازیکنان برزیل کمی پس از ساعت ۸ شب و ابتدا به روزنامه‌نگاران اعلام شد و دلیل غیبت رونالدو، به‌صورت غیررسمی، مصدومیت او از ناحیه زانو عنوان شده بود؛ مصدومیتی که ۵ روز پیش و در بازی نیمه‌نهایی برابر هلند گریبان‌گیرش شده بود.
غوغایی به پا شد، هرج‌ومرجی واقعی. روزنامه‌نگاران و گزارشگران در اتاق گزارش مثل مرغ سر‌کنده این‌ طرف و آن ‌طرف می‌دویدند و دائم می‌پرسیدند چه شده است؟ جان متسون، گزارشگر بی‌بی‌سی می‌گوید: «به عمرم چنین چیزی ندیده بودم. در اتاق گزارشگران هرج‌ومرج و بلوایی به پا شده بود.»
خبر درست بود. رونالدو در فهرست ۱۱ بازیکن اولیه قرار ندارد. همان زمان خبرهایی مبنی بر اضافه وزن رونالدو و مصدومیت زانوی او وجود داشت، مصدومیتی که در تمام دوران فوتبالش او را رها نکرد. در خبرها آمده بود که او به‌قدری درد دارد که مجبور به خوردن مسکن شده است. او در این مسابقات بهترین بازیکن برزیل بود و همه منتظر بودند فرانسه را، که شماری از بهترین مدافعان آن زمان را در ترکیب خود داشت، به زانو درآورد.
خبر ناامیدکننده بود؛ بدون رونالدو خبری از پیروزی هم نخواهد بود. او به فرانسه نیامده بود که صرفاً با گروهی از بازیکنان هم نسلش رقابت کند، بلکه او آمده بود تا در بین بهترین بازیکنان تاریخ نامی برای خود دست و پا کند. روز قبل از بازی خورخه والدانو می‌نویسد: «اگر روماریو ظرافت داشت، رونالدو نشاط و زندگی با خود دارد. اگر محوطه جریمه لانه روماریو بود، نیمۀ زمین حریف خانه رونالدوست و اگر روماریو گذشته باشد، رونالدو آینده است.» برای تصور شرایط آن روز برزیل فرض کنید امسال آرژانتین به فینال جام‌جهانی برسد و لیونل مسی را نداشته باشد. دنیا به آخر می‌رسد، نه؟!


وقتی برزیل برای گرم‌کردن پیش از مسابقه به زمین نیامد، بلوای دوچندانی به پا شد. همان زمان شایعه‌ای دهان به دهان پیچید که فهرست جدیدی از تیم برزیل در راه است، فهرستی با رونالدو! ساعت ۸:۱۸ دقیقه شب بود، ادموندوی عصبانی به نیمکت دوخته شد و رونالدو از ابتدا به میدان می‌رفت. چشم‌ها از تعجب گرد شده بود. طی این چند دقیقه چطور مصدومیت رونالدو برطرف شده بود؟

بازی

رونالدو آخرین بازیکن برزیل بود که از تونل وارد چمن ورزشگاه شد. از همان لحظه ورود تا پایان سرود ملی برزیل همه‌ دوربین‌ها روی رونالدو زوم بودند. انگار دوربین‌های می‌خواستند به درون روح رونالدو نفوذ کنند تا بفهمند پشت آن قیافه بی‌حس چه چیزی در جریان است.
از چهرۀ بی‌حس رونالدو نمی‌شد چیزی فهمید. شاید رونالدو گیج بود و خودش هم نمی‌دانست. فقط لبخند محوی روی لبش بود و تا پایان سرود ملی ساکت مانده بود. برایان مور، گزارشگر ITV در آن لحظه گفت: «ظاهراً رونالدو از این بحران دراماتیک مصدومیت جان سالم به در برده است.»
با وجود آنکه مسئولان و مربیان برزیل دربارۀ پشت پرده ‌حضور رونالدو در بازی چیزی به رسانه‌ها نمی‌گفتند، تصور عمومی بر این بود که حضور رونالدو در بازی معادلات را به سود برزیل رقم خواهد زد. در طول مسابقات به دلیل ضعف خط دفاعی برزیل و اتکای بیش‌از‌حد تیم به رونالدو انتقاداتی متوجه‌ زاگالو بود. رونالدو در دور گروهی بازیکن بی‌خطری بود، ولی با آغاز دور حذفی موتور گلزنی‌اش روشن شد. دو گل به شیلی، یک پاس گل به ریوالدو در پیروزی نفس‌گیر ۳-۲ برابر دانمارک و گل حیاتی‌اش در نیمه‌نهایی به هلند به راهیابی برزیل به دیدار نهایی کمک بسیاری کرده بود.
پله، اسطوره فوتبال برزیل و جهان، معتقد بود برزیل ۱۹۹۸ مجموعه‌ای از بازیکنان فوق‌العاده بود، ولی تیم فوق‌العاده‌ای نبود. یوهان کرایف بزرگ هم در ابتدای مسابقات گفته بود: «تیم برزیل را دوست ندارم و اگر چنین تیم ضعیفی قهرمان مسابقات شود، برای فوتبال تأسف‌آور خواهد بود. این تیم در طول مسابقات ادای فوتبال بازی‌کردن را درآورد.»
رود گولیت هم در مصاحبه‌ای گفته بود تیم برزیل او را ناامید کرده است. به نظر او تیم هلند تا پیش از باخت به برزیل در ضربات پنالتی قوی‌ترین تیم مسابقات بود. ولی برزیل از‌لحاظ روانی قوی‌تر از لاله‌های نارنجی بود و زاگالو با پارک کردن اتوبوس دفاعی در مقابل دروازۀ برزیل، بازی را به ضربات پنالتی کشانده بود. او درباره‌ این سبک بازی برابر هلند اعتراف کرده بود: «اگر فضایی در اختیار حریف قرار می‌دادیم، به‌راحتی ما را شکست می‌داد.»
اما در بازی با فرانسه خبری از آن دفاع سفت و سخت نبود. در همان دقیقه اول بازی توپ بلندی که لیلیان تورام ارسال کرده بود پشت مدافعان برزیل به اشتفان گیوارش، مهاجم فرانسه، رسید ولی او این فرصت طلایی را هدر داد. چند دقیقه بعد، زیدان توپ را از میان پاهای آلدایر عبور داد و با ارسال پاس عمقی دوباره گیوارش را با تافارل تک به تک کرد ولی گیوارش نشان داد یک گل‌نزن واقعی است. چند دقیقه بعد دوباره فرانسه شانس گلزنی داشت. ضربه آزاد ارسالی زیدان به یوری یورکائف رسید، ولی او هم توپ را به جای دروازه راهی اوت کرد. این شرایط سبب شد تا زاگالو خیلی زود از روی نیمکت بلند شود و با نگرانی تیم را از کنار زمین هدایت کند. ولی تیم راه نمی‌افتاد. گرم نکردن قبل بازی کار دست طلایی‌پوشان داده بود. پاس‌هایشان غیردقیق و حرکات‌شان ناهماهنگ بود.
از همۀ این‌ها بدتر وضعیت رونالدو بود. تنها سایه‌ای از او در زمین حضور داشت. او در کل نیمه اول تنها چند بار موفق به لمس توپ شد. هر جا می‌رفت مدافع سخت‌گیری به نام فرانک لبوف، جانشین لوران بلان محروم‌، را در کنار خود می‌دید. رونالدو در نیمۀ اول تنها چندبار در نزدیکی‌های خط میانه‌ میدان و پشت به دروازه صاحب توپ شد و هر بار واکنش بسیار کندی از خود نشان می‌داد و همین روند سبب شده بود فرانک لبوف در مصاف با رونالدو پیروز همه نبردها باشد.
با گذشت حدود ۲۰ دقیقه از بازی مشخص شد رونالدو حال و روز خوشی ندارد ولی گزارشگر ITV‌، همچون بسیاری از ما، هنوز از عمق فاجعه بی‌خبر بود. کوین کیگان بازیکن و مربی سابق تیم ملی انگلستان که به‌عنوان مفسر در کنار گزارشگر حضور داشت معتقد بود: «هر بازیکن دیگری در آن شرایط قرار داشت، مربی به او بازی نمی‌داد. ولی او رونالدو بود و حضورش برای تیم بسیار مهم. بازی دادن به او مثل قماری بود که جواب نداده بود. من درد زانو را خوب می‌فهمم. این درد اصلاً قرار نیست خوب شود و هرچه بیشتر بازی کنی، دردت بیشتر می‌شود.» مور، گزارشگر بازی، هم با کیگان هم عقیده بود : «سرعت نقطۀ قوت رونالدو است، ولی برای سریع دویدن نیاز به زانویی سالم دارید.»
در کل نیمه اول تنها یکبار شمه‌ای از آن رونالدوی سریع دیده شد. در‌حالی‌که تقریباً نیمی از نیمه اول گذشته بود، رونالدو در کناره‌های زمین صاحب توپ شد و با عبور از تورام توپ را روی دروازه ارسال کرد، ولی بارتز آنجا حی و حاضر توپ را در اختیار گرفت. دومین باری که رونالدو در متن حرکتی قرار گرفت چند دقیقه پس از گل اول زیدان بود. دونگا توپی در عمق برای رونالدو ارسال کرد. بارتز هم برای دفع توپ به‌سمت بیرون محوطه‌ جریمه خیز برداشته بود. دو بازیکن به‌سمت توپ می‌دویدند و در یک لحظه برخوردی خشن بین این دو رخ داد. رونالدو نقش زمین شد و از درد به خود می‌پیچید. شاید این بدترین اتفاق ممکن برای فوتبال برزیل می‌بود، ولی رونالدو پس از چند دقیقه دوباره به بازی برگشت.
در این حال، فرانسه سوار بازی بود و فرصت‌های گلزنی را یکی پس از دیگری با بی‌دقتی پتی، یورکائف و گیوارش از دست می‌داد ولی زیدان پیش از پایان نیمۀ اول با دومین ضربه سر اختلاف را به دو گل افزایش داد. زیدان پس از اخراج احمقانه برابر عربستان سعودی در دور گروهی، حالا دوباره در میانه‌ میدان آقای می‌کرد. او که در دو فینال پیاپی در لیگ قهرمانان اروپا با پیراهن یونتوس مغلوب بروسیا دورتموند و رئال مادرید شده بود، اصلاً نمی‌خواست فینال دیگری را از دست بدهد.
اخراج او در برابر عربستان به معنی محرومیتش از بازی برابر پاراگوئه در دور حذفی بود. بازی‌ای که فرانسه با سختی و با قانون گل طلایی موفق به شکست چیلاورت و یارانش شد. بازگشت او در بازی یک‌چهارم نهایی برابر ایتالیا و بازی نیمه‌نهایی برابر کراوسی دوباره او را به مرد محبوب خروس‌ها بدل کرده بود. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب فرانسه تنها یک اسم شنیده می‌شد: زیزو! مارسل دزایی مدافع تیم ملی فرانسه و هم تیمی زیدان در کتاب زندگی‌نامه‌اش می‌نویسد: «هرگز تصور نمی‌کردم فردی به چنین جایگاهی برسد. گاهی از خودم می‌پرسم آیا واقعاً کسی می‌تواند چنین شوری را تاب بیاورد؟ در ابتدای تورنمت زیدان کمی بی‌قرار به نظر می‌رسید و همین بی‌قراری در بازی برابر عربستان کار دستش داد. ولی او بلافاصله خودش را پیدا و آماده بازی‌های دور حذفی کرد.»
همین جمله‌ دسایی نشان‌دهندۀ فشار کشنده‌ای است که در تورنمت‌های بزرگ روی بازیکنان مستعد و مهم تیم‌ها وجود دارد. حتی نمایش دور از انتظار رونالدو در نیمه‌اول هم زاگالو را مجاب به تعویض او نکرد. او در نیمه‌دوم شانس دیگری برای گلزنی داشت، ولی بارتز با چالاکی خاصی همه توپ‌ها را دفع می‌کرد. روبرتو کارلوس صمیمی‌ترین دوست رونالدو در تیم ملی برزیل بعدها گفته بود: رونالدو تمام آن بعد‌از‌ظهر و شب را گریه کرده بود و چهره‌اش زردتر از پیراهن تیم‌مان شده بود.
حتی اخراج مارسل دسایی هم گره از کار رونالدو باز نکرد. او تمام ۹۰ دقیقه را در زمین حضور داشت بی آنکه ردی از آن بازیکن خوش تکنیک و گلزن قهار نشان دهد. گل دقیقه پایانی امانوئل پتی میخ آخر به تابوت طلایی‌پوشان بود.

از دست ندهید:  حمایت رنگی تماشاگران جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸

عواقب

درحالی‌که فرانسویان مشغول جشن‌گرفتن اولین قهرمانی‌شان در جام‌های جهانی بودند، موجی از سوالات به خاطر بازی بد برزیل شکل می‌گرفت. زاگالو پس از بازی اعتراف کرد که شرایط نامساعد رونالدو روی عملکرد سایر بازیکنان هم تاثیر گذاشت، آن‌ها از نظر روانی در شرایط خوبی نبودند. او می‌گوید: «در کل نیمۀ اول به این فکر می‌کردم که آیا باید او را تعویض کنم یا نه.» موج سوالات خبرنگاران درباره وضعیت رونالدو پیرمرد برزیلی را بالاخره از کوره به در کرد؛ او فریاد می‌زد همه بازیکنان بد بودند، چرا فقط دربارۀ رونالدو سوال می‌کنید.
خب، پس چرا زاگالو رونالدو را تعویض نکرد؟ او گفت «پیش از هر چیز اگر او را تعویض می‌کردم باید برای این کارم به همه جواب پس می‌دادم.» تئوری‌های توطئه دوباره جان می‌گرفت. شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه شرکت نایکی یکی از عواملی بوده است که به بازی رونالدو در بازی فینال اصرار داشته است. بعداً مشخص شد نایکی در قرارداد ۱۰۵ میلیون دلاری‌اش با فدراسیون فوتبال برزیل قید کرده است که تیم ملی این کشور باید بهترین و معروف‌ترین بازکنانش را در ترکیب قرار دهد. روبرتو کارلوس در این باره می‌گوید: «رونالدو فقط با ۲۱ سال سن بهترین بازیکن دنیا بود و تحت فشار قراردادهای تجاری مختلفی قرار داشت. این فشار قرار است همیشه وجود داشته باشد و بالاخره یک روزی این فشارها کار خودش را می‌کند. از شانس بد، این روز برای رونالدو، روز فینال جام‌جهانی بود.»
برای بسیاری از مردم برزیل سرزنش کردن این کار شرکت نایکی منطقی به نظر می‌رسید. آن‌ها حس می‌کردند پول کنترل بازی فوتبال را در دست گرفته است. البته شرکت نایکی مطابق انتظار هرگونه نقش‌داشتن در این اقدام را رد کرد و هیچ‌گاه هم اتهام علیه این شرکت به اثبات نرسید.
به‌مرور اطلاعات بیشتری از حوادث آن روز به بیرون درز کرد و مشخص شد که داستان مصدومیت زانو صرفاً سرپوشی بر ماجراهای دیگر بوده است. روبرتو کارلوس می‌گوید: «حتی خود رونالدو هم نمی‌دانست چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.»
لیدیو تولدو، پزشک تیم برزیل، در مصاحبه با رسانه‌ها بیان می‌کند: «حال رونالدو در بعد‌از‌ظهر آن روز اصلاً خوب نبود، ولی شب همان روز حالش خوب شد. چه اتفاقی افتاده بود؟ او بعد‌از‌ظهر کمی ضعف داشت، ولی پس از چند ساعت استراحت حالش خوب شد. دوباره تاکید می‌کنم که حالش برای بازی خوب بود.»
کمی بعد روزنامه اُ گلوبو گزارش داد که تصمیم‌گیری درباره حضور رونالدو در بازی در اختیار زاگالو نبوده است، بلکه تولدو مستقیماً از ریکاردو تکسیرا، رئیس فدراسیون فوتبال برزیل و داماد ژائو هاولانژ رئیس پیشین فیفا، دستور می‌گرفته است.
این روزنامه مدعی‌ست تکسیرا به رونالدو گفته است تو باید امروز بازی کنی و البته ظاهراً رونالدو هم در جواب گفته است برای بازی آماده است. تنها جملاتی که رونالدو دربارۀ اتفاقات شب فینال جام‌جهانی ۱۹۹۸ به زبان آورد در مصاحبه با تلویزیون گلوبوی برزیل بود: «من آدم بزدلی نیستم. بعد‌از‌ظهر آن روز حالم خوب نبود. به اتاقم رفتم تا بخوابم و همانطور که دکتر تیم گفت برای ۳۰ تا ۴۰ ثانیه دچار تشنج شدم. وقتی از خواب بیدار شدم، تمام بدنم درد می‌کرد، ولی با گذشت زمان دردم کمتر و حالم کمی بهتر شد.»
نتیجه فینال و اتفاقات حاشیه‌ای جام برای برزیلی‌‌ها اصلاً قابل‌قبول نبود. زاگالو از سمتش اخراج شد. کمک‌مربیان و پزشک تیم هم همان سرنوشت زاگالو را در پیش داشتند. این روند حتی تا جایی پیش رفت که در مجلس برزیل گروهی مسئول بررسی اتفاقات مربوط به آن بازی شدند.
مشخص شد اعضای تیم ساعت ۲ بعد‌از‌ظهر روز فینال برای صرف نهار به رستوران هتل محل اقامت‌شان می‌روند و بعد از آن بازیکنان برای استراحت به اتاق‌های‌شان بازمی‌گردند. درست در این موقع رونالدو، که با روبرتو کارلوس بوده است، تشنج می‌کند و دهانش کف‌آلود می‌شود. کارلوس با داد و فریاد طلب کمک می‌کند و ادموندو، که در اتاق کناری ساکن بوده است، اولین کسی است که با این صحنه ترسناک مواجه می‌شود.
ولی سزار سامپائو، مدافع تیم ملی برزیل، اولین کسی است که به داد رونالدو می‌رسد. الکس بلوس در سال ۲۰۰۲ در گاردین نوشت: «سامپائو پیش از پزشک تیم به اتاق رونالدو می‌رسد و به کمک ادموندو سعی می‌کنند زبان رونالدو را از دهانش خارج کنند تا مانع از خفگی او شوند.»
رونالدو چند دقیقه بعد در خواب است. چند نفر با نگرانی مواظب او هستند، ولی او تا وقت چای عصرانه از خواب بیدار نمی‌شود. در آن زمان لئوناردو، هم‌تیمی رونالدو، اصرار دارد که باید به رونالدو بگویند چه اتفاقی برایش رخ داده است.
تولدو و یکی از همکارانش به نام دکتر خواکیم دا ماتا رونالدو را معاینه می‌کنند و او را در ساعت ۵ بعد‌از‌ظهر به بیمارستان لیلاس پاریس منتقل می‌کنند. بعدها گفته شد ظاهراً در آنجا به رونالدو والیوم (دارویی آرامبخش) داده شده است تا کمی آرام شود، ولی آزمایشی که در ساعت ۶:۳۰ همان روز از رونالدو گرفته شده بود چیزی در این باره نشان نمی‌دهد. رونالدو از بیمارستان به‌سمت ورزشگاه حرکت می‌کند و در ساعت ۸:۱۰ دقیقه شب یعنی ۵۰ دقیقه قبل از آغاز بازی خود را به رختکن تیم می‌رساند و به زاگالو می‌گوید: «می‌خواهم بازی کنم.» بقیه داستان را خودتان می‌دانید. نه مربی و نه حتی پزشک تیم در برابر این درخواست رونالدو مقاومتی نمی‌کنند. تولدو به کمیسیون ویژه بررسی اتفاقات بازی می‌گوید: «تصور کنید مانع از بازی او می‌شدم و برزیل می‌باخت. آن موقع دیگر در این کشور نمی‌توانستم زندگی کنم. مردم مرا می‌کشتند.»
زاگالو هم هرگونه دستور از بیرون از تیم برای واردکردن رونالدو در ترکیب اصلی را قویاً رد کرد: «اگر کسی قصد مداخله در روند انتخاب ترکیب اصلی را داشت، قطعاً استعفا می‌دادم. در طول دوره مربیگری‌ام در تیم‌های ملی و باشگاهی هرگز اجازه نداده‌ام کسی در تصمیماتم دخالت کند.»
انتقادی که به زاگالو وارد بود این بود که آیا رونالدوی ۲۱ ساله صلاحیت تصمیم‌گیری درباره حضورش در بزرگ‌ترین بازی عمرش را داشته است، آن‌هم در حالتی که تنها ۷ ساعت از حمله تشنجش گذشته بود! پروفسور الکس کائتانو د باروس، که برای بررسی وضعیت رونالدو در استخدام تیم فوتبال اینترمیلان –تیم باشگاهی رونالدو- بود، معتقد است که بازی دادن به رونالدو اشتباهی محض بوده است، زیرا تا ۲۴ ساعت پس از وقوع تشنج احتمال وقوع مجدد آن بسیار زیاد است. تصور کنید رونالدو حین بازی دوباره دچار حملۀ تشنج می‌شد.
آیا مسکن‌هایی که رونالدو پیش از بازی خورده بود در وضعیت او در حین بازی تاثیرگذار بود؟ داماتا یک ماه بعد از آن بازی تاریخی می‌گوید: «در تمام این سال‌ها هرگز ندیده بودم که بازیکنی دچار حمله تشنج شود، ولی آن روز می‌توانست به یک فاجعه ختم شود ». در روزهای قبل از فینال، پزشک تیم برای تسکین درد زانوی مصدوم رونالدو برای او مقداری مسکن تجویز می‌کند، ولی این مسکن‌ها به جای تزریق‌شدن، به صورت خوراکی به او داده می‌شود؛ روشی که می‌تواند بسیار خطرناک باشد. البته داماتا معتقد است: «داروهایی که ما استفاده می‌کنیم خیلی قوی نیستند و نمی‌توانند باعث حمله تشنج شوند.»
البته روزنامه گلوبو از قول یکی از مقامات تیم ملی برزیل که نخواست نامش فاش شود گزارش داد که در صبح روز مسابقه فینال دارویی بی‌حس‌کننده به رونالدو تزریق شده بود. بعداً در رسانه‌های برزیل اعلام شد که این دارو سهواً به رگ‌های رونالدو تزریق شده است.
حقیقت هر چه باشد، فوتبال برزیل به عمرش شاهد چنین اتفاقات تلخی نبوده است. ولی آخر قصه برای رونالدو خوش بود، چرا که او چهار سال بعد دوباره در فینال جام‌جهانی بود. ولی اینبار کمی مسن‌تر، باهوش‌تر و بزرگ‌تر. اُ فنومنو بازگشت. با گل هم بازگشت و بالاخره جام قهرمانی را بالای سر برد.

منبع

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه