سیاه‌جامگان موسولینی جام قهرمانی ۱۹۳۸ را به خانه می‌برند (۲)

در صفحۀ مخصوصی که برای جام جهانی ۲۰۱۸ داریم، پرونده‌ای برای لحظات فراموش‌نشدنی جام جهانی تدارک دیده‌ایم. تاکنون به این موضوعات پرداخته‌ایم: ضربۀ سر زیدان (۱ و ۲ و ۳ , ۴)، گل‌به‌خودی مرگبار اسکوبار (۱ و ۲ و ۳)، گل فوق‌العادۀ دنیس برکمپ (۱ و ۲ و ۳ و ۴)، تحقیر برزیل به دست آلمان، گازهای سوارز و تُف فرانک ریکارد بر رودی فولر، حذف ایتالیا به دست کره جنوبی (۱ و ۲ و ۳ و ۴) بود و وضعیت غریب رونالدو در فینال ۹۸. در این متن به بخش دوم قهرمانی ۱۹۳۸ می‌پردازیم. با روزچین همراه باشید.

ایتالیای موسولینی و جام جهانی ۱۹۳۸

اتفاقاتی که رخ داد نمی‌توانست در اراده ویتوریو پوتزا و پسران موسولینی خللی وارد کند. پوتزا تیم ملی ایتالیا را با قوانین سفت و سخت نظامی مدیریت می‌کرد. او بازیکنانی را که در تیم‌های باشگاهی رقیب بازی می‌کردند مجبور می‌کرد در یک اتاق با هم زندگی کنند و فضای تمرینات ایتالیا بیشتر شبیه آموزش‌های نظامی در پادگان‌ها بود تا تمرینات ورزشی در زمین چمن. پوتزا که رابطۀ نزدیکی با رژیم فاشیست ایتالیا داشت، بازیکنانش را در انزوا نگه می‌داشت و مثل یک گروه نظامی آن‌ها را در جنگل‌ها می‌دواند. او سعی داشت روح ملی‌گرایی افراطی را در بازیکنانش زنده کند. او بارها بازیکنان را به محل‌های یادبود جنگ جهانی اول می‌برد تا به آن‌ها نشان دهد پدرانشان جان‌شان را برای میهن فدا کرده‌اند؛ کاری که آن‌ها هم، در صورت لزوم، باید انجام دهند.

بازی اول آتزوری در شهر مارسی و در برابر نروژ بود. جایی که ۱۰۰۰۰ ایتالیایی تبعیدی نه برای حمایت از تیم کشورشان، که برای حمایت از تیم رقیب و دیدن شکست تیم ملی‌شان راهی ورزشگاه شده بودند.

پازو می‌گوید:

«همه این‌ها به خاطر جدل‌های سیاسی بود. واقعاً ناعادلانه بود. بازیکنان ما در خواب هم نمی‌دیدند که این قضیه سیاسی شود. آن‌ها نماینده کشورشان بودند و رنگ و نشانه‌های پرچم کشورشان را روی پیراهن‌هایشان داشتند.»

مشکل هم همین نشانه بود: «فاسیو لیتوریو». یک دسته چوب که با طناب به هم بسته شده بودند و یک تبر. این نشانه در روم باستان نماد نظم و قانون بود و رژیم فاشیست ایتالیا هم آن را در همین معنا به کار می‌برد. حین ورود تیم به ورزشگاه، سرودی ملی فاشیسم به نام جیووینتزا (یا جوانی) پخش می‌شد، ولی آنچه جمعیت حاضر در ورزشگاه را به خشم آورده بود سلام فاشیستی بازیکنان ایتالیا بود و وقتی پوتزا به بازیکنان دستور داد دوباره سلام کنند ورزشگاه به مرز انفجار رسید.

ایتالیا با وجود چنین فشاری توانست نروژ را در وقت‌های اضافی با نتیجه ۲-۱ شکست دهد. رسانه‌‌های ایتالیا با تیتر «Vittoria ma non basta» به معنای «بردیم ولی بردن کافی نبود» نارضایتی‌شان از بازی را ابزار کردند. جیورجیو واکارو، رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا، هم از بازی‌کردن ارالدو مونزلیو مدافع مسن این تیم به جای آلفردو فونی شاکی بود.

وقتی ایتالیا در مرحلۀ یک‌چهارم نهایی در پاریس به مصاف میزبان می‌رفت، هنوز لرزه‌های اتفاقات مارسی حس می‌شد. اگر اعتراضات ضدفاشیسم در بازی قبل در مارسی خللی در اعتماد‌به‌نفس آتزوری ایجاد کرده بود، در مقابل آ‌ن‌ها پوتزا را داشتند، مردی که جام‌جهانی قبل قهرمان جهان شده بود و دو سال پس از آن تیم ایتالیا را به قهرمانی المپیک رسانده بود و حالا هم در مسیر رسیدن به دومین قهرمانی جام جهانی بود. رکوردی که تا امروز کسی به آن دست نیافته است.

از دست ندهید:  لحظات فراموش‌نشدنی جام‌های جهانی؛ حذف ایتالیا به دست کره‌جنوبی (۳)

از‌آنجایی‌که پیراهن‌های اول هر دو تیم آبی بود، برای انتخاب رنگ پیراهن قرعه‌کشی شد. ایتالیا در این قرعه‌کشی باخت و قرار شد پیراهن دومش را بپوشد. پیراهن‌های سفید، ولی ناگهان به تیم دستور داده شده با لباس یکدست سیاه به زمین بروند. گفته می‌شود این دستور مستقیماً از طرف موسولینی صادر شده بود. پیش از آن تنها یک بار تیم ملی دانشجویان ایتالیا در مسابقاتی در برلین با لباس سیاه بازی کرده بودند و این اولین بار بود که تیم ایتالیا در یک بازی بین‌المللی لباس یکدست سیاه به تن می‌کرد. قرار گرفتن نشان «فاسیو لیتوریو» در سمت چپ سینه بازیکنان به‌خوبی نشان می‌داد که این تصمیم کاملاً عامدانه گرفته شده است و هدف آن تحقیر تماشاچیانی است که برای اعتراض به دولت ایتالیا به ورزشگاه می‌روند.

برد ۳-۱ ایتالیا در برابر فرانسه در حکم آبی بر آتش همه آن هیجان‌ها و اعتراضات بود. به گزارش روزنامه ال پوپولو دایتالیا بازیکنان آتزوری بهترین بازی‌شان را انجام داده بودند: «این ایتالیاست، تیمی با پیراهن آبی و نماد «فاسیو لیتوریو» روی سینه‌شان.»

نماد فاسیو لیتوریو

این نتیجه برای دولت فاشیست ایتالیا یک پیروزی بزرگ بود، آن‌ها برای بستن دهان کسانی که بحث فساد و تبانی در جام‌جهانی ۱۹۳۴ را مطرح می‌کردند به چنین پیروزی بزرگی نیاز داشتند. چند روز بعد شایعه‌ای جهان فوتبال را در بهت فرو برد؛ موسولینی شخصاً با ارسال تلگرافی به تیم ملی پیش از بازی فینال مسیر آن‌ها را مشخص کرده بود. تلگراف کوتاه و شوک‌آور بود: «پیروزی یا مرگ!» البته هیچ‌کس هیچ‌وقت ارسال چنین تلگرافی را تأیید نکرد. «راوا» در پاسخ به سوالی درباره این تلگراف می‌گوید: «نه، نه، نه، چنین چیزی نبود. موسولینی تلگرافی به ما زد، ولی در تلگرافش آرزوی پیروزی برای‌مان کرده بود. او هرگز چنین جمله‌ای نگفته بود.»

بازی فینال در برابر مجارستان با نتیجۀ مساوی ۱-۱ در جریان بود که ایتالیایی‌ها آن ۲۰ دقیقه طوفانی را شروع کردند و ۲ گل دیگر به ثمر رساندند و تاج قهرمانی را بر سر گذاشتند. راوا می‌گوید: «در آن ۲۰ دقیقه طلایی همه بازیکنان مسائل سیاسی را از یاد بردند و راه‌شان را به‌سمت پیروزی باز کردند.»

بازی فینال در نهایت با نتیجه ۴-۲ به سود پسران سرزمین چکمه پایان یافت. دولت ایتالیا به هرکدام از بازیکنان آن تیم به پاس قهرمانی‌شان۸۰۰۰ لیر (که در آن زمان برابر با حقوق سه ماه‌شان بود) و مدال طلای فاشیسم را اعطا کرد. خود موسولینی در مراسم اعطای جوایز شرکت کرد.

دولت موسولینی به کسب سومین جام‌جهانی پی‌درپی در سال ۱۹۴۲ چشم داشت، ولی با برافروخته‌شدن آتش جنگ خانمان‌سوز جنگ‌جهانی دوم این آرزوی بزرگ برای همیشه بر باد رفت. پس از سقوط دولت فاشیست ایتالیا در سال ۱۹۴۳، رویکرد پوتزا از یک طرفدار دیکتاتوری به فردی حامی جمهوری دموکراتیک تغییر کرد. او تا سال ۱۹۴۸ مربی ایتالیا باقی ماند و پس از آن تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۸ در روزنامه لا استامپا به کار نویسندگی مشغول بود.

ولی اتفاقات آن جام‌جهانی و خصوصاً لباس سیاهی که تیم بر تن داشت و آن سلام‌های فاشیستی در آن برهۀ تاریخی به یکی از عجیب‌ترین و فراموش‌نشدنی‌ترین رویدادهای تاریخ جام‌های جهانی بدل شد. همان‌طور که پوتزا گفته بود، فاشیسم در جنگ ترس در زمین برنده شد، ولی کمی بعدتر در جنگ بزرگ‌تر شکست خورد.

منبع

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه