عشق تکیه‌گاه شعر حافظ است

در نخستین روز از ماه سُنبله، می‌خواهیم کمی از خواجه‌حافظ شیرازی و دیوان حافظ بگوییم و ببینیم که چرا ما ایرانیان فال حافظ می‌گیریم و دیوان این شاعر بزرگ را زینت سفرۀ هفت‌سین و شب یلدایمان می‌کنیم. با مجلۀ آنلاین روزچین همراه باشید.

لسان‌الغیب

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به حافظ و معروف به لسان‌الغیب، غزلسُرا و از بزرگان شعر و ادب پارسی‌ست. وی در سال ۷۲۷ هجری قمری در شیراز متولد شد و علوم و فنون را در محفل درس استادان زمانش فراگرفت و در علوم ادبی نیز پایه‌ای رفیع یافت.

خواجه‌حافظ شیرازی آن‌چنان در علوم فقهی و الهی تأمل کرد که توانست قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر کند؛ گوته، دانشمند بزرگ و شاعر مشهور آلمانی، دیوان شرقی خود را تحت‌تأثیر دیوان حافظ سروده و فصل دوم آن به نام حافظ‌ نامه را به اشعاری در مدح حافظ اختصاص داده است.

دیوان اشعار خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی شامل غزلیات، قصائد، قطعات، رباعیات و چند مثنوی‌ست. او در سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت و اکنون آرامگاهش در حافظیهٔ این شهر باشکوه، میعادگاه و زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی‌ست. اگر قصد سفر به شیراز را دارید، یادتان باشد که به زیارتش بروید و در کنار مزار او دیوانش را بگشایید و دلی سبک کنید.

دیوان حافظ و سخن شیرین او

گزاف نیست اگر بگوییم که امروز در خانۀ هر ایرانی یک دیوان حافظ هست و ایرانیان طبق رسوم قدیمی که اغلب هم به آن پایبند هستند، این کتاب ارزشمند را زینت سفرۀ جشن ملی نوروز و شب یلدا که میراث ناملموس این مرزوبوم هستند می‌کنند و فال می‌گیرند تا گویی از آینده خبردار شوند.

دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن، منتقد و نویسنده و مترجم ایرانی، می‌گوید: «حافظ یکی از معمایی‌ترین گویندگان زبان فارسی است. چراکه از زندگی حرف می‌زند و زندگی عظیم‌ترین معمایی‌ست که با آن روبه‌رو هستیم. دیوان حافظ یگانه کتابی‌ست که در زبان فارسی از آن فال گرفته شده است. ما سابقه دقیقی برای این عمل سراغ نداریم، ولی می‌دانیم از روزگاری که چاپ بوده و در اختیار مردم قرار گرفته، فال‌گرفتن از دیوان وی هم اتفاق افتاده است. تاجایی که من می‌دانم در دیگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها کتاب دیگری نیست که مردم برای آن چنین مأموریتی در نظر گرفته باشند.»

چرا ایرانیان حافظ را غیبگو می‌دانند و به او لقب لسان‌الغیب داده‌اند؟

دکتر اسلامی نُدوشن در پاسخ به این سؤال می‌گوید: «بشر همواره نسبت به آینده نادان بوده و درعین‌حال نیاز داشته که از آینده چیزهایی بداند. دلایل رجوع مردم به دیوان حافظ برای گرفتن فال نهایتاً به موسیقی دیوان او برمی‌گردد. همه اندیشه‌ و کنایه‌ها و گفته‌های حافظ در موسیقیِ غزلیات وی خلاصه شده و به زبان و بیانش حالتی منحصربه‌فرد بخشیده است؛ وگرنه حافظ هیچ حرف تازه‌ای نزده که گذشتگان مطرح نکرده باشند.* همچنین هیچ شاعری نتوانسته به اندازۀ حافظ مطالب دوپهلو به کار ببرد. گاهی از یک بیت حافظ سه مفهوم می‌شود استنباط  کرد و همین وضعیت به خواننده کمک می‌کند تا برداشتی را که دوست دارد از شعر او داشته باشد. حافظ هم شاعر عوام و هم شاعر خواص است، از این رو می‌توان تسلی‌بخش آلام همه مردم باشد. حافظ نه‌تنها وجدان آگاه ایرانی را سروده، بلکه وجدان ناآگاه آن را نیز تشریح کرده است. عشق، تکیه‌گاه شعر حافظ است.»

*حافظ گوهرشناس خوبی‌ست و گوهر شعر دیگران را صیقل داده و در شعر خود استفاده کرده است.

چرا فال حافظ می‌گیریم؟

حافظ مذاق عوام و خواص را شیرین می‌کند. یعنی هم از خوانندگان عمومی دل می‌برد و هم از اهالی ادب. شعرهای او همانند آینه‌ای‌ شفاف است که با خوانش آن‌ها گویی آنچه به آن فکر کرده‌ایم را می‌یابیم. از این رو، قرن‌هاست که ما ایرانیان برای آگاه‌شدن از غیب، نیت می‌کنیم و به لسان‌الغیب رجوع می‌کنیم و فال می‌گیریم. حافظ هم در تمام ابیاتش ما را به شادبودن و امیدداشتن دعوت می‌کند؛ در گذشته‌های بسیار دور، عده‌ای حتی برای تعبیرکردن خواب‌هایشان هم به دیوان حافظ روی می‌آوردند.

یکی از پژوهشگران تاریخ می‌گوید: «حافظ افزون‌بر اینکه اهل معنویت و قرآن و دعا و ورد شبانگاهی‌ست، از دینداران زاهدمسلک خشک‌اندیش نیست که گمان می‌کنند بزرگ‌ترین خلقت خداوند جهنم است و مهم‌ترین هنرش بازخواست و مؤاخذۀ مردم. مردم به‌دلیل پنداشتی که از پیوند روحانی حافظ با عالَم بالا دارند به حافظ روی می‌آورند.»

میرجلال‌الدین کزازی، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر ادبی، نیز دربارۀ حافظ گفته است: «این پدیدۀ شگرف فال‌گرفتن با دیوان حافظ نشانه‌ای ناب و نغز و آشکار است از اینکه حافظ در دل ایرانیان جایگاهی بسیار قرین و بلند یافته است. ایرانیان به‌ویژه توده‌های مردم حافظ را تنها سخنور نمی‌دانند و بدو چنان دوستی دیرین و رایزنی آگاه از رازهای نهان می‌نگرند. از همین روست که هر زمان در کاری درمی‌مانند یا گمان‌مند و دودل هستند از او یاری می‌جویند و از او می‌خواهند که راه درست را به آنان بنمایاند.»

پس شاید همین امر را بتوان مهم‌ترین دلیل رجوع به دیوان حافظ برای فال‌گرفتن دانست. چراکه وقتی انسان درگیر مشکلات و ناملایمات و پریشانی می‌شود، نیاز دارد که کسی مرهم زخم‌هایش باشد و التیامش دهد و او را امیدوار کند، نه‌اینکه ملامتش کند و آشفتگی او را صدچندان نماید. همۀ ما امید و آسودگیِ خاطر را به ترس و عذاب و دلهره و سرزنش ترجیح می‌دهیم؛ حافظ معتقد است که خداوند پیش از آنکه جبار و متکبر باشد، رحمان و رحیم است.

سنت فال‌گرفتن با دیوان حافظ

همۀ ما دوست داریم در کنار خانواد‌ه‌مان دور سفرۀ شب یلدا و هفت‌سین بنشینیم و فال بگیریم. برای این کار، یکی از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند به‌خوبی فال بگیرد و به‌زیبایی و درستی شعر بخواند، دیوان حافظ را در دست می‌گیرد و نیت می‌کند. آنگاه فاتحه‌ای نثار روح حافظ می‌کند و زیر لب نجوا می‌کند که:

«ای خواجه حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو رو به شاخ نباتت قسم، تو رو به خرقه‌ای که پوشیدی، تو رو به جام می‌ای که نوشیدی قسم، رازم رو (راز ما رو) بگو بدون رودربایستی.»

سپس دیوان حافظ را می‌گشاید و فال خود یا دیگران را می‌خواند و تفسیر می‌کند. برخی برای شاهدگرفتن فالشان، یک صفحه به عقب برمی‌گردند و برخی هفت صفحه. اما عده‌ای همان صفحه‌ای که گشوده شده را مبنای فال خود قرار می‌دهند و پناه می‌برند به کلام حافظ.

امیدوارم فال و حالتان همواره سبز باشد.

به ناامــــــــیدی از این در مــرو بزن فــالی
بود که قرعــــــــه دولــــــــت به نام ما افتد
از غــــم هـــجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده‌ام فــالــــــی و فریـادرســـــــــی می‌آیـد
روز هجــــــران و شب فرقت یار آخِر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخِر شد

«حــــــــــــــافظ»

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه