مصائب لیلاهای عاشق متحول‌‌شده، از تنهایی لیلا تا سریال پدر (قسمت اول)

سریال پدر
نمایی از سریال پدر و تنهایی لیلا

اندر فواید آمدوشد با وسایل حمل و نقل عمومی آمده است که می‌توانیم از کارشناسی و نقادی‌های خودمانی عموم مردم مطلع شویم و سلیقۀ قشر وسیعی از هم‌وطنانمان را کشف کنیم. یکی از مباحث داغ گفت‌وگوهای جاری در این دست وسایل جدای از نرخ دلار و ارزیابی ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی و چه و چه، بحث دربارۀ فیلم‌ و سریال‌ها و به‌ویژه سلبریتی‌ها یا همان چهره‌های شاخ عرصه‌های مختلف است. سریال پدر به لطف شروع جنجالی‌اش در همان ابتدا زیر ذره‌بین قرار گرفت. ما هم در کافه هفت بد ندیدیم که کمی از زاویه ذره‌بینی مردم به این سریال نگاه کنیم.

عشق زلیخایی، از تنهایی لیلا تا سریال پدر

سریال پدر
سینا مهرداد و ریحانه پارسا در سریال پدر

با پخش اولین قسمت‌های سریال پدر همه مخاطبان فهمیدند که باید خودشان را برای فصلی اشک‌ریزان آماده کنند. تصویر سیاه‌پوش بازیگران اصلی بر سر مزار جوانی تازه‌ازدست‌رفته گوشی را دست بیننده داد که اگر به‌دنبال غصه‌خوردن مضاعف هستی، کانال را عوض نکن.

سریال پدر
سینا مهرداد و ریحانه پارسا در سریال پدر

در همان سکانس‌های اولیه ماجرا معلوم شد. لیلا دختری با شر و شور فراوان که اعتقادات مذهبی ندارد و با دوستانش بچه‌شلوغ‌های دانشکده هستند و حامد پسری جوان، خوش‌سیما، درس‌خوان، مؤمن، حافظ قرآن و با خانوداه‌ای پولدار و اصیل. این دختر خانمِ مثلاً غیر‌موجه بر اثر یک سری اتفاقات شیفتۀ مرام و پاکیزگی شخصیتی این جوان می‌شود و دشمنی‌اش به عشق تبدیل می‌شود؛ آن‌هم از نوع عشق زلیخایی. عشقی که عاشق را زیر و رو می‌کند و در مسیری برای تبدیل‌شدن به شمایل محبوب قرار می‌دهد.

سریال پدر
مینا ساداتی و بهروز شعیبی در سریال تنهایی لیلا

این تصاویر و مفاهیم حتی اسم دختر سریال هم ما را به یک لیلا خانم دیگر در سریالی دیگر با همین مضمون می‌برد که دست بر قضا به قلم نویسندۀ همین سریال آقای حامد عنقا نوشته شده است. گویا آقای عنقا نیت کرده کل لیلاهای عاشقِ بلادیدۀ متحول‌شده را به‌صورت سریالی برای مخاطب به نمایش بگذارد. البته باتوجه‌به تکذیب قطعی ایشان، تشابه با زندگی شخصی نویسنده منتفی شد.

تکرار تنهایی لیلا با پدر

مینا ساداتی و بهروز شعیبی در تنهایی لیلا

از اولین تشابهات این دو سریال، خداترس‌بودن جوان اول سریال و فرار از گناه است. در یکی به شیوه داغ‌نهادن بر انگشت و تجربه‌کردن سوزش آتش دوزخ و در دیگری دیگر فرار یوسف‌وار، آن هم نه از در که از پنجره؛ بماند که همین سکانس فکر‌نشده چقدر دستمایۀ شوخی و خنده در فضاهای مجازی شد.

شباهت دوم تحول دختر عاشق به خاطر محبوبش به‌سرعت هر چه تمام‌تر و تغییر پوشش بازیگر از مانتو به چادر و شباهت دیگر مرگ جوان اول مثبت سریال در شیرین‌ترین لحظه‌های زندگی و تنها‌ماندن لیلای هر دو سریال با طفلی شیرخوار است. شباهت دیگر، ازدست‌دادن مال و منال و کیسه‌دوختن دیگران برای سرمایه لیلای داستان و… .

گور از نمای نزدیک و نزدیک‌تر

سریال پدر
مهدی سلطانی در سریال پدر

یکی دیگر از تشابهات این دو سریال نمای نزدیگ گور است. در هر دو سریال دوربین نزدیک‌تر از همیشه با میت کفن‌پیچ‌شده همراه است و تا جای ممکن خون به جگر تماشاگر می‌کند. البته اینجاست که سازندگان می‌توانند بگویند «خب اگر اذیت می‌شوید نگاه نکنید».

در تنهایی لیلا مادر جوان داغدار طفل شیرخوار را روی کفن پدر می‌گذارد تا با او وداع کند. در سریال پدر دوربین نزدیک‌تر و با پدر داخل گور می‌شود تا جنازۀ پسر یکی‌یکدانه‌اش را با دست خودش تلقین دهد و سنگ لحد را رویش بگذارد. اینجاست که خود سازندگان هم در شروع این قسمت‌ها در تیتراژ به افرادی که تحمل تصاویر حزن‌انگیز را ندارند هشدار می‌دهند.

خب به احتمال قوی در سریال‌های بعدی این نویسنده باید منتظر وداع با یک عزیز در تخت مرده‌شورخانه هم بود تا طرف با دست خودش عزیزش را غسل دهد. این طور پیازداغ حزن و اندوه به‌مراتب بیشتر می‌شود.

این تصاویر موجب اعتراض بسیاری از کارشناسان و منتقدین شد که چرا در شرایط کنونی که مردم تحت فشار اقتصادی هستند و نیاز به انبساط خاطر و لبخند دارند، باید سریالی پخش شود که در غم و اندوه سنگ‌تمام گذاشته است؛ بخشی از این انتقاد به سازندگان وارد می‌شود و بخشی به انتخاب زمان پخش.

ادامه دارد…

این شب‌ها قسمت‌های پایانی سریال پدر در حال پخش است و همه منتظر هستند ببینند که این کشتی حزن و اندوه چطور در ساحل آرامش لنگر می‌اندازد.

با مجلۀ روزچین همراه باشید تا بیشتر دربارۀ جنبه‌های مختلف سریال پدر به‌ویژه بازی جذاب و حرفه‌ای مهدی سلطانی صحبت کنیم.

این مقاله را در شبکه‌های اجتماعی بازنشر دهید
Share

افزودن دیدگاه